تبليغاتX
پرشیا

 

كسي نيست ، با خودم حرف مي زنم

 

كجا مي روي ؟
با تو هستم
اي رانده حتي از آينه
اي خسته حتي از خودت
كجاي اين همه رفتن
راهي به آرزوهاي آدمي يافتي ؟
كجاي اين همه نشستن
جايي براي ماندن ديدي ؟


سر به راه
رو به نمي داني تا كجا
چرا اتاقت را با خود مي بري ؟
چرا عكس هاي چند سالگي را به ماه نشان مي دهي ؟
خلوت كوچه ها را چرا به باد مي دهي ؟
يك لحظه در اين تا كجاي رفتن بمان
شايد آن كاغذ مچاله كه در باد مي دود
حرفي براي تو دارد
سطري نشاني راهي
خيالت من از اين همه فريب
كه در كتابخانه هاي دنيا به حرف مي آيند
و در روزنامه هاي تا غروب مي ميرند
چيزي نفهميده ام ؟


خيالت من از پنجره هاي باز خانه ي سالمندان
كه رو به از صبح توپ بازي
تا باي باي تيله ها و گلسر هاي رنگي حسرت مي كشند
چيزي نفهميده ام ؟
هنوز راهي از چشم هاي خيسم
 رو به خاك بازي در باغ و
پله هاي شكسته ي روز دبستان
مي رود
هنوز بغضي ساده
رو به دفتري از امضاي بزرگ و يك بيست
كه جهان را به دل خالي ام مي بخشيد
مي شكند
حالا در اين بي كجايي پرشتاب
با كه اينقدر بلند حرف مي زني ؟
تمام چشم هاي شهري شده نگاهت مي كنند
كسي نيست ، با خودم حرف مي زنم



 

------------------------------------

شعر از: هيوا مسيح
اجرای ترانه: هايده




+ نوشته شده در  Sat 5 Aug 2006ساعت 20:4  توسط خوزه رضا | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
بایگانی
خوزه رضا
×××××××××××××××××××××××
×××××××××××××××××××××××

همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن

سر ساعت که نه، گاهی پس و پیش

من و اشباح کهن دفترِ تقویم حیات

پی بازیگری نقش زمان ، ساعتها

گرم شب بازی قایم شدنیم

من در این بازی تکراری هرشب باید

تا به آخر پیِ پیدا شدن روح همه گمشده ها

تک تک ثانیه ها رابشمارم معکوس

من از آن پشت سیه پرده ابهام سفر،

ره باریک شب فاصله ها

پشت انبوه نظر گاه خیال

تک به تک خاطره ها ،

گله از حادثه خنده تلخ

که غم انگیز تر از قصه ادراک نبود

شعر پر وسوسه قلب و درخت

هوس پرسه میان چمن باغ خوشایند امید

با سر انگشت خیال

کوچه سبز ترو تازهِ یاران قدیم

حسرت نقش پر از قدرت دستان وداع

و زمینی که بر آن ماه فرود آمده بود

و زمانی که بر آن عشق فرود آمده بود

همه را می یابم،می بینم

و در آغوش خیالم همه را می گیرم

لیک یکبار دگر

مثل جاری شدن سایه ماه

مثل تکرار شب وصل تن شبنم و برگ

جسم بی روح همه خاطره ها

در ته مدفن پر پیچ زمان

جا بجا گشته و در سایه هم می خوابند

همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن

پس از آن همهمه ها

پس از آسودگی خاطره ها

بر تن کهنه درخت دل من

حسرت خاطره ها می سوزد.


واژه نامه پارسی
پارسی را پاس بداریم !
*****************
برگهای پیشین
4/20/2008 - 5/20/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
آرشیو موضوعی
ویدئو Video
فلش Flash
یادها و خاطرات و سالگرد ها
نرم افزارSoftware و کامپیوتر و ......
طنز و جوک و لطائف
شعر و نثر ادبی
و غیره .....
بازی ها = GAMES
جدول تبدیل تاریخهای سالهای شمسی و میلادی
پیوندها
مهدی محمدی دهقانی
خودکار قرمز
آسمونی
مریم حیدرزاده
دکتر حسین میرزائی
قطعه ای برای نشنیدن
مرکز موزیک ایرانی
rap 5
ســـــــــــــــــــــتار
قصه های رنگ پریده
مرد قبیله سوفی ها
شمعدانی
پیامبر کوچک
*
شب کولی
دور از خانه
پریشان گوئی های فلان بن هیچکس
سنگ پشت
روشنی من گل آب
صحرا
سفارت آلمان در تهران
مهدی زبردست برزین
آن سوی بی شرط
 

 PERSCHIA



Rheinland-Pfalz موزیک و تازه های آلمان و استان راین لند فالتز

* Radio SWR1 *

#FFFFFF
Send PM To Admin
*************

محل قرار گرفتن کدها

محل قرار گرفتن کدها

**************