تبليغاتX
پرشیا

دفترچه



شعر از: سيد علی صالحی
آهنگساز و اجرا: فریبرز لاچينی

#FFFFFF


اين سال‌ها
شماره تلفنِ خيلی‌ها را خط زده‌ام:
غزاله، هوشنگ، شاملو، محمد ...!
عده‌ای مُرده‌اند
عده‌ای نيستند
عده‌ای رفته‌اند
و دور نيست روزی
که بسياری نيز شماره تلفن مرا خط خواهند زد.
زندگی همين است
يک روز می‌نويسيم وُ
روزِ ديگر خط می‌زنيم.

عکسی از سید علی صالحی

خالی از لطف نیست که نگاهی به بیوگرافی سید علی صالحی بیندازیم:

سيد علی صالحی

۱۳۳۴/۱/۱ - تولد - روستای مَرغاب، ايذه بختياری، خوزستان.
فرزند سوم خانواده‌ای چهارده‌نفره. پدر: کشاورز، شاعر و شاهنامه‌خوان. مادر: خانه‌دار

۱۳۴۰ - شيوع بيماری حصبه در ولايت، مرگ‌ومير کودکان، درگذشت برادر کوچکتر (عبدالله) بر اثر بيماری حصبه
کوچ دائمی خانواده به مسجد سليمان و نجات علی از بيماری حصبه.

۱۳۴۱ - ورود به دبستان سعدی در مسجد سليمان

۱۳۴۳ - تاسيس روزنامه ديواری "ناقوس" در دبستان (ماهانه) و درج اولين زمزمه‌های کودکانه در همين روزنامه.
تصادف شديد با اتومبيل، قطع اميد پزشکان از بازگشت صالحی به زندگی.
صالحی از سال اول دبستان، کار و نان‌آوری را در کنار تحصيلات تجربه می‌کند: شاگرد پادو، آب‌يخ فروشی، تدريس خصوصی همکلاسی‌های خود، خرازی فروشی، شاگرد بنايی و فعلگی.

۱۳۴۷ - ورود به دوره‌ی اول دبيرستان - دبيرستان ۲۵ شهريور مسجدسليمان
ادامه‌ی کار تهيه و تنظيم روزنامه‌ی ديواری "ناقوس" در دبيرستان تا دو سال، اما سرانجام به علت درج شعرهای معارض با شرايط، روزنامه ديواری تعطيل می‌شود.

۱۳۵۰ - معرفی شعر صالحی در راديوهای استان خوزستان (آبادان و اهواز) و حمايت مهدی اخوان ثالث از شعر صالحی. چاپ اشعار ايشان در مجله‌ی بومی شرکت نفت، به اهتمام ابوالقاسم حالت.
ادامه‌ی مشاغل گوناگون و سخت در ياری رساندن مالی به خانواده.

۱۳۵۱ - شرکت در اولين شب شعر مسجد سليمان در کنار شاعران پيشکوست و دبيران شاعر اهل جنوب و استقبال مردم از شعر صالحی.
پاره‌ای از شعر "شبان" که سال ۱۳۵۰ سروده شد و سال ۱۳۵۱ در شب شعر خوانده شد:
شب،
شرجی،
نان و ستاره و نفت،
حتما
شبانی که شبان آمد
شبان هم رفت.

ورود صالحی به دوره‌ی دوم دبيرستان و انتخاب رشته‌ی رياضيات.

۱۳۵۲ - احضار صالحی به دفتر دبيرستان که توسط دو غريبه بازجويی می‌شود و سرانجام از او می‌خواهند که در شعر و انشاهايی که سر کلاس می‌خواند، دست از انتقاد و معارضه با شرايط بردارد. صالحی مدتی سکوت می‌کند.

۱۳۵۳ - احضار مجدد و تنبيه و تهديد از سوی مقامات وقت. صالحی ترک تحصيل می‌کند.
بازی در نمايشنامه‌ی "چشم در برابر چشم" اثر غلامحسين ساعدی. اين نمايش تنها دو شب در شهر اجرا و سپس گروه را از ادامه‌ی کار بازمی‌دارند.
استقبال جرايد پايتخت از شعر صالحی.

۱۳۵۴ - به درخواست رئيس دبيرستان و خواهش خانواده، صالحی بر سر کلاس درس بازمی‌گردد و ديپلم رياضی را می‌گيرد.
سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه تنی چند از شاعران پيش‌کسوت و هم‌نسل خود جريان "موج ناب" را در شعر سپيد پی‌ريزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از اين جريان پيشرو حمايت می‌کنند و برای شعر صالحی ويژه‌نامه‌هايی در مطبوعات جدی و معتبر ادبی منتشر می‌کنند. (ديدار صالحی با اخوان ثالث، منوچهر آتشی، منوچهر نيستانی، نادر نادرپور و سهراب سپهری در تهران)
اواخر ۱۳۵۴ اعزام به خدمت نظام وظيفه. سه ماه در پادگان لشکرک تهران که به علت نافرمانی، دو ماه آن را صالحی در زندان گذراند. سه ماه خدمت در پادگان صُفه اصفهان که قريب به چهار هفته‌ی آن را صالحی در زندان گذراند. او در يکی از مصاحبه‌هايش گفته است: "قادر نبودم زور و جور و تحميل بی‌دليل رنج را تحمل کنم". دو ماه و هجده روز خدمت در قوشچی رضاييه، که در واقع درجه‌ی گروهبان سومی او را حذف کرده و به قوشچی رضاييه تبعيدش کرده بودند. سرانجام پس از سی روز در قوشچی، صالحی به دليل ضعف بينايی و رفتارهای غير قابل کنترل (به زعم فرماندهان) معافيت پزشکی می‌گيرد و سال ۱۳۵۵ به مسجد سليمان باز می‌گردد. در تمام اين مدت اشعارش به صورت مستمر در جرايد مرکز به چاپ می‌رسيده است.

۱۳۵۵ - تلاش در راه تحکيم موج ناب در شعر.
انتخاب مشاغلی مثل معلمی (تدريس خصوصی)، تدريس رياضيات در سطح دبيرستان و کتاب‌فروشی.
استخدام موقت در شرکت ساختمانی خارج از شهر به عنوان سرنگهبان، مسئول خريد و حسابدار. اعتراض صالحی به سران شرکت اروپايی پرزيسيون به دليل به تعويق افتادن حقوق کارگران و دعوت نگهبانان به اعتصاب. احضار صالحی، محاکمه و کسر سه ماه حقوق.

۱۳۵۶ - دی ماه اين سال نام صالحی همراه با هوشنگ گلشيری در داستان‌نويسی و پرويز فنی‌زاده در بازيگری، به عنوان برنده‌ی جايزه‌ی فروغ فرخزاد در شعر اعلام می‌شود.
صالحی سه روز به تهران می‌آيد، تقاضای استخدام در مطبوعات از سوی سردبيران را رد می‌کند و به مسجد سليمان بازمی‌گردد. اما در کمال تعجب به او گفته می‌شود که: "تو اخراجی!" صالحی از شرکت ساختمانی اخراج می‌شود و به تدريس خصوصی فيزيک، شيمی و رياضيات در سطح دبيرستان می‌پردازد.

۱۳۵۷ - صالحی از گروه "موج ناب" فاصله می‌گيرد. او در اين باره گفته است: "حس می‌کردم همه‌ی ما شاعران موج ناب داريم شبيه هم می‌شويم. درک و دريافتم درست بود. ديگر زبان موج ناب جوابگوی احوال و خلاقيت من نبود. يکی دوبار با دوستان شاعرم درباره‌ی نقض تقطيع غلط و سطربندی سنتی در شعر سفيد بحث کردم و گفتم اين شيوه‌ی زيرهم نويسی و پراکنده کردن کلمات بر صفحه‌ی سپيد کاغذ درست نيست!"

۱۳۵۸ - يازدهم اردی‌بهشت اين سال صالحی تصميم می‌گيرد تا برای اقامت دايمی در تهران، شهر خود را ترک کند. او بر اين باور بود که ماندن در مسجد سليمانِ محروم، دستاوردی جز استمرار محروميت (حتی در خلاقيت) ندارد. بی‌آن که کسی يا آشنايی در تهران داشته باشد، با صد تومان، مدرک ديپلم و مدرک معافيت از نظام وظيفه، راهی تهران می‌شود.
بعد از تحمل سختی‌های بسيار، پاييز ۱۳۵۸ در کنکور رشته‌ی ادبيات دانشکده هنرهای دراماتيک قبول می‌شود، و همزمان با حمايت اسماعيل خويی، غلامحسين ساعدی، نسيم خاکسار و عظيم خليلی به عضويت کانون نويسندگان ايران درمی‌آيد و در مطبوعات آزاد مشغول به کار می‌شود.

..................... 
شهريور ۱۳۵۹ صالحی با دشواری توانست مجددا به تهران بازگشته و به کار روزنامه‌نگاری و شعر خود بپردازد. اما با تعطيلی روزنامه‌ها، او نيز بيکار می‌شود.

۱۳۶۰ - برای گذران زندگی به مشاغل گوناگونی در تهران روی می‌آورد: کتاب‌فروشی کنار خيابان، دکه‌ی کبابی، رانندگی و مسافرکشی، کار در مهدکودک‌های تهران به عنوان قصه‌گوی کودکان، مربی شنا و نجات غريق، و چاپ دفاتر شعر و استقبال ناشران و مردم از کتابهای صالحی.

۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ - در پی حوادثی، دچار مشکلات عصبی و بيماری، سکوت و گريز از مجامع فرهنگی می‌شود. اما با حمايت دوستان بی‌دريغ‌اش، به زندگی طبيعی خود بازمی‌گردد.

۱۳۶۳ - نقض تقطيع سنتی و سطربندی کلاسيک در شعر سپيد، و پيشنهاد "تقطيع هموار و مدرن" و ايجاد واکنش‌های مختلف از سوی شاعران در برابر اين پيشنهاد. اما سرانجام صالحی موفق می‌شود تا امروز دستاورد او را در سرنوشت شعر سپيد ببينيم. قريب به دو دهه است که کليه آثار و کتب تازه در شعر و يا اشعار مندرج در مطبوعات، به روش صالحی تقطيع می‌شوند. (رجوع شود به کتاب "شعر در هر شرايطی" و ديگر مصاحبه‌های صالحی در اوايل دهه‌ی هفتاد.)
صالحی در همين سال ازدواج می‌کند. همسر او که تحصيل‌کرده‌ی آمريکاست، صاحب و مدير مهدکودک است. صالحی بارها گفته است که بدون حمايت همسرم،‌ شايد حتی شعر را هم کنار می‌گذاشتم.

۱۳۶۴ - بنيان‌گذاری "جنبش شعر گفتار" - زبان ساده و فاهمه‌ی صالحی - و حرکت موثر و ملی او در سرنوشت شعر پيشرو پارسی، و پيشنهاد راهی تازه و فراگير در "شعر زبان" (رجوع شود به کتاب "شعر در هر شرايطی") که با آغاز دهه‌ی هفتاد به جريانی همگانی بدل و بويژه مورد استقبال نسل‌های پوياتر قرار گرفت.
بعد از اين سنت‌شکنی بود که جريان‌های جوان ديگری از دل "جنبش شعر گفتار" به در آمد. صالحی با اين جنبش به يکی از موثرترين شاعران زنده تبديل شده و با کاستِ "نامه‌ها" حقانيت اين راه را تثبيت کرد.
علی صالحی معتقد است که: "ريشه‌ی شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نيما و شاملو هم چند شعر نزديک به اين حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقيقا يک شاعر کامل در "شعر گفتار" است. من تنها برای اين حرکت "عنوانی دُرُست" يافتم و سپس در مقام تئوريسينِ مولف، مبانی تئوريک آن را کشف و ارائه کردم. همين!"

۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳ - تلاش و پويش در راه تحکيم و توسعه‌ی "جنبش شعر گفتار".

۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ - دبير سرويس ادبی و صفحه شعر مجله "دنيای سخن".

۱۳۷۳ تا ۱۳۸۰ - شرکت در مجامع ادبی و فرهنگی بين‌المللی در کانادا، سوئد و آمريکا. سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههای کشورهای ميزبان.
سرآغاز ترجمه‌ی شعر صالحی به زبان‌های فرانسه، عربی، آلمانی، انگليسی، ارمنی، روسی و کردی به صورت پراکنده در مطبوعات جوامع نامبرده. ترجمه دو دفتر شعر از صالحی در کردستان عراق (به زبان کردی) و استقبال از شعر او. پيوند و دوستی با "شيرکو بی‌کَس" شاعر نامدار کردستان عراق و ديگر شاعرانی مثل لطيف هملت، رفيق صابر، عبدالله پَشيو، و ...

۱۳۷۸ - بازگشت و فعاليت مجدد در کانون نويسندگان ايران

۱۳۸۰ - انتخاب صالحی از سوی مجمع عمومی به عنوان يکی از دبيران اصلی کانون نويسندگان ايران که تا هم‌اکنون (۱۳۸۲) اين وظيفه را ادامه می‌دهد. ....................................................

- بر گرفته از  ادبکده

-----------------------------

شاید بد نباشه که در اینجا اشاره ای به بیوگرافی فریبرز لاچینی بکنیم :


فریبرز لاچینی بیش از سی سال سابقه کار تهیه و آهنگسازی موسیقی به خصوص موسیقی برای تصویر متحرک دارد. وی آهنگساز بیش از صد فیلم سینمائی بوده که بارها کاندید و برنده جوایزی اند شده

او در سال 1328 متولد شد و در هنرستان عالی موسیقی تحصیل کرد و کار حرفه ای خود را با آهنگسازی برای بچه ها آغاز کرد. آهنگ برنامه کودک تلویزیون ایران بیش از دو دهه یکی از آثار این دوره وی بود

قبل از انقلاب اسلامی در سال 1357, او آهنگساز تنظیم کنند و تهیه کننده برای خواننده های مانند ستار, داریوش, مرتضی , سیمین قدیری , سیمین غانم و پری زنگنه بود

او پس از انقلاب برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و به تحصیل در رشته موسیقی کامپیوتری در دانشگاه سوربورن پاریس پرداخت. او همچنین برای کانال 1 تلویزیون فرانسه به عنوان آهنگساز کار کرد و متد آموزش موسیقی به کودکان توسط رنگها را به ابداع و به ثبت رساند. همچنین در این جا بود که موسیقی وی تحت تاثیر متدهای اروپائی قرار گرفت

پس از تکمیل تحصیلات به ایران بازگشت و یکی از پرطرفدارترین آلبومهای پیانو در ایران را با استایل جدیدی که ترکیبی ایرانی اروپایی داشت با نام پائیز طلائی را خلق کرد. این آلبوم مدتها پرفروش ترین آلبوم بود و هنوز هم طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد و توسط اساتید پیانو در سراسر دنیا تدریس میشود. وی همچنین به کمک تکینیکهائی که در اروپا فراگرفته بود آهنگسازی برای تصویر متحرک را به طور جدی تری دنبال کرد.

از سال 1366 تاکنون او برای بیش از صد فیلم آهنگ ساخته است. برخی از فیلمهای وی در سطح بین المللی بر پرده سینما رفته و کاندید و برنده جوایزی هم شده اند. او همچنین تعدادی آلبوم موسیقی در استایلهای کلاسیک , پاپ , نسل جدید به بازار عرضه کرده است.

در سینمای ایران, فریبرز لاچینی برای برخی از بهترین کارگردانها مانند, مسعود کیمیائی , ایرج قادری , سیروس الوند, کیومرث پوراحمد , رسول صدر عاملی , کامبوزیا پرتوی , ساموئل خاچیکیان و تهیه کننده هایی چون صدا و سیما , هدایت فیلم , شکوفا فیلم , پویا فیلم آهنگ ساخته است. موسیقی وی احساسات فیلم را کامل میکند و باعث کمرنگ شدن اشکالات دیگر فیلم میشود به طوری که بارها قبل از نمایش فیلم تهیه کننده ترجیح داده اند که موسیقی فریبرز لاچینی را جایگزین موسیقی فیلم کنند.

در رسانه های خبری ایران بارها مقالاتی درباره وی نوشته شده و آثار وی تحت نقد و بررسی قرار گرفته است ولی خارج از ایران هم مارک نورتهام در مجله موسیقی فیلم خود که یکی از بزرگترین نشریات تخصصی درباره موسیقی فیلم آمریکا و موسس شبکه موسیقی فیلم آمریکاست درباره وی چنین مینوسد:

من چندی پیش با موسیقی فریبرز لاچینی آشنا شدم و فورا تحت تاثیر آوای بیهمتای موسیقی وی که مخصوصا برای موسیقی فیلم نوشته شده است قرار گرفتم. تنها پس از اینکه خیلی علاقه مند به موسیقی اش شدم به من گفته شد که او آهنگساز پرآوازه ای در ایران است. موسیقی وی با آوای منحصر به فردی سخن میگوید که احساسات فیلم را منتقل و کامل میکند . او به طرز نادری موسیقی فیلم میسازد که من به ندرت در این صنعت دیده ام . استفاده وی از آلات موسیقی متفاوت, مخصوصا آلات بیگانه و نادر بسیار ابتکاری است و تن احساسی خاصی را به موسیقی وی میبخشد. به طور کلی تسلط وی برای نوشتن موسیقی برای فیلم و تلویزیون شگرف است و آوای نادر موسیقی وی عنصر پر محتوائی به تنوع موسیقی که در آمریکا از آن لذت میبریم می افزاید

بیشتر آثار موسیقی قابل دسته بندی تحت ژانر به خصوصی میباشند ولی فریبرز لاچینی ژانر جدید خود را ابداع کرده که پلی بین موسیقی ایرانی و اروپائی میباشد. به طوریکه سی دی بیبی راجع به استایل پیانو وی در پائیز طلائی مینویسد

این آلبوم توسط شنونده ها در استایل نسل جدید قرار گرفته. این سی دی ژانر را به سطح دیگری میبرد روش جامع این آهنگساز این آلبوم را برای طرفداران متفکر یک آلبوم نسل جدید میسازد

 

Fariborz Lachini in Media

بر گرفته از فریبرز لاچینی

+ نوشته شده در  Thu 27 Jul 2006ساعت 22:25  توسط خوزه رضا | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
بایگانی
خوزه رضا
×××××××××××××××××××××××
×××××××××××××××××××××××

همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن

سر ساعت که نه، گاهی پس و پیش

من و اشباح کهن دفترِ تقویم حیات

پی بازیگری نقش زمان ، ساعتها

گرم شب بازی قایم شدنیم

من در این بازی تکراری هرشب باید

تا به آخر پیِ پیدا شدن روح همه گمشده ها

تک تک ثانیه ها رابشمارم معکوس

من از آن پشت سیه پرده ابهام سفر،

ره باریک شب فاصله ها

پشت انبوه نظر گاه خیال

تک به تک خاطره ها ،

گله از حادثه خنده تلخ

که غم انگیز تر از قصه ادراک نبود

شعر پر وسوسه قلب و درخت

هوس پرسه میان چمن باغ خوشایند امید

با سر انگشت خیال

کوچه سبز ترو تازهِ یاران قدیم

حسرت نقش پر از قدرت دستان وداع

و زمینی که بر آن ماه فرود آمده بود

و زمانی که بر آن عشق فرود آمده بود

همه را می یابم،می بینم

و در آغوش خیالم همه را می گیرم

لیک یکبار دگر

مثل جاری شدن سایه ماه

مثل تکرار شب وصل تن شبنم و برگ

جسم بی روح همه خاطره ها

در ته مدفن پر پیچ زمان

جا بجا گشته و در سایه هم می خوابند

همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن

پس از آن همهمه ها

پس از آسودگی خاطره ها

بر تن کهنه درخت دل من

حسرت خاطره ها می سوزد.


واژه نامه پارسی
پارسی را پاس بداریم !
*****************
برگهای پیشین
4/20/2008 - 5/20/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
آرشیو موضوعی
ویدئو Video
فلش Flash
یادها و خاطرات و سالگرد ها
نرم افزارSoftware و کامپیوتر و ......
طنز و جوک و لطائف
شعر و نثر ادبی
و غیره .....
بازی ها = GAMES
جدول تبدیل تاریخهای سالهای شمسی و میلادی
پیوندها
مهدی محمدی دهقانی
خودکار قرمز
آسمونی
مریم حیدرزاده
دکتر حسین میرزائی
قطعه ای برای نشنیدن
مرکز موزیک ایرانی
rap 5
ســـــــــــــــــــــتار
قصه های رنگ پریده
مرد قبیله سوفی ها
شمعدانی
پیامبر کوچک
*
شب کولی
دور از خانه
پریشان گوئی های فلان بن هیچکس
سنگ پشت
روشنی من گل آب
صحرا
سفارت آلمان در تهران
مهدی زبردست برزین
آن سوی بی شرط
 

 PERSCHIA



Rheinland-Pfalz موزیک و تازه های آلمان و استان راین لند فالتز

* Radio SWR1 *

#FFFFFF
Send PM To Admin
*************

محل قرار گرفتن کدها

محل قرار گرفتن کدها

**************