خوشبختانه براي اثبات اين مسئله كه انتساب اين نام بر خليج فارس يك نام گذاري جهاني است و نه ملي ، اسناد و مدارك بسياري وجود دارد كه شماري از منابع كهن را در زير مي آوريم:
- طالس ملطي (580 ق م ) نقشه جهان نمايي ترسيم كرده بود كه در آن سرزمين هاي مسكون به اروپا ،آسيا تقسيم شده بودند و قاره آفريقا بخشي از آسيا بود و ليبي خوانده مي شد . در نقشه وي موقعيت و اسامي درياي سياه ، درياي خزر، و درياي مغرب، خليج فارس و چند درياي ديگر به صراحت ذكر شده اند.
- نقشه جهان هكاتئوس، هكاتئوس ملطي(549-473ق.م) از مشهورترين جغرافي دانان عصر خود بود. وي نقشه اي از جهان ترسيم كرده است كه در آن آبهاي اقيانوس در پيرامون خشكي ها قرار گرفته، آنها را محصور كرده اند. اين نقشه در اسناد مختلف به دو شكل دايره و بيضي وجود دارد. در آن خليج فارس و خليج عربي( درياي سرخ) به وضوح ديده مي شوند.

- از هرودت يا پدر تاريخ (484-20/430 ق.م) مورخ بلند آوازه يوناني، نقشه اي به جا مانده است كه جهان را به دو بخش آسيا و اروپا تقسيم، و درياي سرخ را به نام خليج عرب معرفي مي كند. به طوري كه امكان مشتبه شدن آن با خليج فارس باقي نمي ماند.
- نقشه جهان نماي ديسئاركوس(325-285 ق.م) اين دانشمند رساله اي درباره توپوگرافي يونان با چند نقشه تهيه كرده است. از آثار وي قطعاتي بر جا مانده اند، از جمله نقشه اي از تمامي جهان شناخته شده در آن عصر، كه به روشني هم خليج فارس و هم خليج عربي ( درياي سرخ ) را نشان مي دهد.
- نقشه جهان نماي اراتوستن سيرنايي(حدود276- حدود194ق.م)، جغرافيدان و دانشمند بزرگ دوره باستان، كه مدتي رياست كتابخانه اسكندريه را بر عهده داشت . در همه آثار او به صراحت از نام هاي خليج فارس و خليج عرب( درياي سرخ) ياد شده است.
- استرابون(63/64 ق.م.- پس از 23م) در زمره بزرگ ترين جغرافي داناني است كه دانش او شهرتي چشمگير برايش به ارمغان آورد و نقشه جهان نمايي ترسيم كرد كه خشكي هاي آن به صورت جزيره پهناوري محصور در ميان اقيانوسي بي پايان، كه درياي خزر و خليج فارس از آن مشتق مي شوند، نشان داده شده اند. " وي به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است و محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي كند. "
- بطلميوس ، منجم و رياضي دان و جغرافي دان معروف حوزه علمي اسكندريه در قرن دوم ميلادي است. وي نخستين فردي است كه اطلسي از دنياي قديم در برگيرنده 36 نقشه از مناطق مختلف جهان همراه با يك نقشه جهان و فهرست ضميمه آن تأليف كرد. در اين اطلس نقشه ايران، نقشه بين النهرين و شبه جزيره عربستان ديده مي شود و بدون هيچ گونه ابهامي از خليج فارس و خليج عرب( درياي سرخ) نام برده شده است.
نقشه جهان نماي هيپاركوس(فعال از 146 تا 127 ق.م) دانشمند و جغرافيدان شهير سده دوم پيش از ميلاد مسيح، يك نقشه از آثار پوزيدوينوس(135-15ق.م)، فيلسوف و جغرافيدان معروف سوري الاصل و پومپونيوس ملا( فعال در 43م.) مؤلف رومي ، همه بر نام فارس آبراهه جنوبي ايران تاكيد دارند و خليج عربي را بر بحر احمر نام نهاده اند.
چو ايران نباشد تن من مباد
در روزهاي اخير شاهد خبري بوديم كه حساسيت هر ايراني را برانگيخته است . خبري كه حكايت از به خطر افتادن اصل تماميت ارضي كشورمان و حركتي خزنده و بطيء ( كـُند) براي تصاحب بخشي از خاك و پيشينه ايراني و ايراني دارد. در هفته گذشته برخي از وبلاگ نويسان اين خبر حيرت آور را منتشر كردند : يكي از معتبرترين موسسات انتشار اطلس - موسسه نشنال جيوگرافيك - در آخرين اطلس خود مرتكب اشتباهاتي در نقشه ايران شده است . : در ذيل نام خليج فارس ( Persian Gulf ) با خطي اندكي كوچكتر و در داخل پرانتز عنوان خليج ع… (َArabian G…) ، در زير نام جزاير دوگانه تنب ( بزرگ و كوچك ) و ابوموسي ، با خط درشت و با رنگي هشداردهنده عبارت " اشغال شده توسط ايران " و در داخل پرانتز عبارت " طبق ادعاي امارات عربي متحده"، جزيره كيش با واژه عربي " قيس " و لاوان " شيخ شعيب" ناميده شده است و رود مرزي ايران و عراق كه در سمت كشور عراق " شط العرب" و در سوي ايران " اروند رود" ناميده مي شود از ذكر نام اروند رود خودداري كرده است . بي شك اين خطاها كه سهوي بودن آنها بسيار بعيد به نظر مي رسد ( به دليل در صد بالاي خطا در يك ناحيه و مربوط به يك كشور) خشم هر ايراني ميهن دوستي را بر مي انگيزد . حراست و حفاظت از تماميت ارضي كشور وظيفه هر ايراني غيوري است و به راستي در اين روزهاي اخير اين غيرت و هميت عرصه حضور و ظهور يافت . بايد يادآور شد كه " هر اسم جغرافيايى، بار تاريخى گران و ارزشمندى را، حمل مىكند. بارى كه ريشههاى حياتاقوام و ملتها را تقويت مىنمايد" ((1 و بزرگترين ظلم در حق ملت و كشوري تغيير نام هايي است كه برگرفته از تاريخ ، فرهنگ و تمدن آنهاست. لذا براي ريشه يابي نام خليج فارس لازم است پيشينه اين نام و منطقه و قدمت انتساب اين آبراهه به ايران بررسي شود.
برخي كشورها و ملت ها قدمتي به اندازه تمامي تاريخ دارند، و در دوره باستان از قدرت هاي برتر جهان محسوب مي شدند ، و به عبارت ديگر تاريخ با اين ملل آغاز شده است . در اين ميان كشورهاي اندكي در تاريخ معاصر دنيا ميراث دار آن كشورهاي كهن و قديمي هستند كه يكي از اين ملل را مي توان ملت و كشورايران دانست. واژه " ايران " يا صورت ديرين آن "آيرانه وئجه" يا " ايران ويج" يعني سرزمين آريايي ها از ديرباز بر همين ناحيه يعني در فلاتي كه بعدها به مناسبت حضور اقوام آريايي فلات ايران ناميده شد ، اطلاق شده است ؛ و مي توان قدمت اين نامگذاري را از زمان استقرار اين اقوام در اين ناحيه يعني از اوايل هزاره اول قبل از ميلاد ( يعني قريب به 3000 سال پيش از اين ) تعيين كرد. مردم آريايي در ابتداي تاريخ نه تنها نام خود را بر اين فلات نهادند بلكه در اين فلات صاحب قدرت شده و اولين امپراتوري تاريخ جهان را به وجود آوردند: امپراتوري هخامنشي . و از اين تاريخ است كه هويت پارسي در فلات ايران شكل گرفت ، اعتلا يافت و در زمره تاثيرگذارترين فرهنگ ها و تمدن هاي دنيا قرار گرفت . اين فلات و تمام ويژگي هاي جغرافيايي آن اعم از كوه و دشت و دريا و آبراهه در سايه حضور اين تمدن و فرهنگ به جهان معرفي شدند و با نام هايي برگرفته از فرهنگ ايراني خوانده و شناخته شدند و در طول زمان،عليرغم حضور مكرر مهاجمان ، بيگانگان و حكومت هاي غيربومي ، هويت خويش را حفظ كردند. بخشي از اين هويت نام آبراهه جنوبي ايران است كه به استناد معتبرترين اسناد از ديرباز به اين ملت و كشور منتسب بوده است . اولين سند تاريخي كه بر نام خليج فارس و به انتساب آن به ملت پارس يا ايراني استناد دارد كتيبه داريوش اول هخامنشي در ترعه ي نيل است. مصر در آن زمان يكي از ساتراپ ها ( استان يا ايالت )ي امپراتوري هخامنشي بود و به دستور داريوش با حفر ترعه اي كه نيل را به درياي سرخ مربوط مي كرد ، درياي مديترانه و درياي پارس ( خليج فارس ) را به يكديگر متصل كرد، (2) و باز به دستور داريوش در كنار اين ترعه كتيبه اي نصب شد كه در آن به خليج فارس اين عنوان اطلاق شده است " درياتي هچا پارس اي تي " يا دريايي كه از پارس مي آيد (3) چنانكه مي بينيد در اين سند انكار ناپذير كه قدمت آن به حدود 500 قبل از ميلاد مي رسد اين آبراهه به پارس منتسب شده است. اين نام در طول دوره هخامنشيان باقي بود تا اينكه ايران توسط اسكندر مقدوني و نيروهاي مقدونيايي - يوناني وي اشغال و روند تغيير نام مكان ها به نام هاي يوناني آغاز شد ."اسكندر مقدونى و جانشينان او، در اين زمينه اصرار و تعمد خاصى داشتند. هر جا توانستند و زورشان رسيد اسامىاصيل جغرافيايى ايران باستان را عوض كردند و به جاى آن اسامى يونانى معمول داشتند. پارهاى از اين اسامى يونانى هنوز، با همانشكل يونانى، در زبان پارسى امروزى رايج است ، اصطلاح خليج فارس است كه ترجمه فارسى Sinus Persicus است "(4) ولي اين مسئله به هيچ رو با نام اصيل آن منافات ندارد ، به نظر مي رسد كه سينوس پرسيكوس ترجمه اي از نام ديرين اين آبراهه بوده است كه يونانيان پيروز بر آن نهاده اند. انتساب واژه " فارس" به صورت مضاف اليه بر اين خليج در منابع غير ايراني - يوناني- مويد آن است كه اين نامگذاري تنها بر ادعاي ايرانيان متكي نيست و قديمي ترين منابع غير ايراني اين نامگذاري را تاييد مي كنند . پس از دوره استيلاي سلوكيان يا حاكمان يوناني تبار درايران و به هنگام قدرت يابي اشكانيان كه يكي از طوايف ايراني بودند ، نام اين آبراهه از سينوس پرسيكوس به درياي پارس تغيير يافت و در طول دوران باستان و دوره اسلامي به همين نام باقي ماند .
قديمي ترين نقشه خليج فارس
واحــد مــركــزي خـبــر- نمـاينــده مـطالعـاتـي سفـارت ايـران در ايتاليـا گفـت: هـماكنـون ايـن نـقشـه در مــوزه معــروف پالاتزووكيا شهر فلـورانـس در كنـار ديگـر نقشه هاي قديمي در مـعـرض ديد عموم است .
حميدرضا مدد افزود: در اين نقشه بـه زبان ايتاليايي نام آبهاي جنوبي ايـران، گلفـو دي پرسيا خليج فارس درج شده است .
وي گفت: رئيس موزه پالاتزووكيـا بـا اشاره بـه ايـن كـه در بخـش نـقشـه هــاي قــديمــي ايــن مـوزه 53 نـسخـه نقـشــه تـاريخـي مـربـوط بــه سـالهـا1563 ي تـا 1565 متعلق بـه كشـورهـاي مخـتلـف جـهـان وجود دارد تصريح كرد: در همه نقشـه هـاي كشورهاي منطقه از جمله عربستان نام خليج فارس ثبت شده است .
منبع :خلیج همیشه فارس