تبليغاتX
پرشیا

 مي گن چوپان دروغگو می میره انکر ومنکر از او می پرسن تو کی هستی می گه من دهقان فداکار هستم

 قزوينی ها راهپيمايی می کنن عليه دانمارکی ها همه می گفتن (( نخست وزير دانمارک حق مسلم ماست))

 ترکه يه بادمجون ميخره وقتی ميخواد پوستش کنه ميگه:خدا کنه موز باشه.

 ترکه ميره امريکا داريوش ميبينه ميگه عجب کيفيتی

ترکه يه جنازه می بره پزشک قانونی بهش می گن چی شده؟؟ می گه سم خورده به ترکه می گن پس چرا بدنش زخميه ؟؟ترکه می گه اخه نمی خورد

سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!!

 يه خره لنز مي ذاره و مي ره تو جنگل، همه حيوون ها نگاش مي کنن، مي گه: چي يه، مگه آهو نديدين؟

يه نفر مي افته تو جوب، مردم درش مي آرن، ازش مي پرسن؟ سالمي؟ طرف مي گه: نه، من جاسمم.

 راند اول مسابقه بوكس تموم شده بود و بوكسور در گوشه رينگ از ضربات حريف گيج و منگ افتاده بود. مربي مشغول بادزدن بود كه زنگ راند بعد به صدا در آمد. بوكسور ضربه خورده گيج باشنيدن صداي زنگ به مربي گفت: عزيزم برو ببين كيه در ميزنه, آخ سرم!!!!

مردي بعد از تصادف شديد رانندگي در بيمارستان تازه به هوش آمده بود, با ناله گفت: چي شده؟ چي بر سر من آمده؟ پرستار گفت: آرام باش و شجاع, تو در تصادف پاهايت له شده و ما مجبور شديم هر دوتا رو قطع كنيم. مرد گفت: عجب خبر بدي. هيچ خبر خوبي ندارين به من بدين؟ پرستار گفت: چرا, اين بيمار بغل دستي ات حاضره شلوار و كفشهايت رو به قيمت خيلي خوبي ازت بخره

عمله اي طبقه سوم يك ساختمان در حال كاركردن بوده كه ناگهان يك تيرآهن از بالا ميفته و گوشش از بيخ كنده ميشه, سرعمله بهش ميگه: - ناراحت نباش, ميريم پايين و پيدايش ميكنيم و ميديم دكتر پيوند بزنه. همه ميرن پايين و شروع ميكنن به گشتن, سرعمله گوش رو پيدا ميكنه و ميگه: - ايناها پيدايش كردم. عمله ميگه: نخير, اين گوش من نيست, مال من يك سيگار اشنو پشتش بود!!!!

دختري كه خوشگل بوده با مادربزرگش ميره پارچه فروشي, دختر به فروشنده: يك قواره پارچه بدين و قيمت پارچه رو ميپرسه. فروشنده كه هيز بوده جواب ميده: قيمتش ۱۰ تا ماچ, و دختر قبول ميكنه. وقتي فروشنده پارچه رو مي پيچيده و نوبت حساب ميرسه, دختر داد ميزنه: - مامان بزرگ بيا حساب كن!!!!

مردي توي خيابان راه مي رفت و مي خنديد, دوستش بهش رسيد و پرسيد: - چرا با خودت مي خندي؟ مگه ديوونه شدي؟ - نه, دارم براي خودم جوك تعريف ميكنم. كمي كه جلوتر رفتند مرد آنقدر خنديد كه سياه و كبود شد, دوستش سئوال كرد ديگه چي شده؟ - هيچي تابحال اين جوك را نشنيده بودم!!!!

در سربازخونه..... سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد. سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ. سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟ سرباز: شعبان . سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: خواهر, مادر ممده!!!!

به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمي فکر کرد و گفت: فکر مي کنم ۱۵ خرداد باشه!

بهمن و علي(اصفهاني) سرباز بودن. بهمن ميميره، علي ميره براي خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه مي‌گه: هر کلمه هزار تومان، براي تاريخ و امضا هم پول نمي‌گيريم. علي مي‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد

باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش مي‌گه برو کلاه منو بيار. بچه مي‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه مي‌گه: اه...پس...نمي‌خواد بري بياريش

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!

گرگه ميره دم خونه ی شنگول منگول در ميزنه مادر بچه ها ميگه. بيا تو بچه ها خونه نيستن

 يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم

 يک يارو ميره اداي پيامبري ميكند ... يك سري بهش ايمان ميارن .... بهش ميگن خوب حالا كتابت چيه ؟؟ .ميگه كتاب ندارم ولي جزوه ميگم بنويسين ...................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 يک زنه بچش نميخوابيده بهش ژل ميزنه

وجه تشابه زير شلواري با ژيان چيه؟ با هر دوتاشون تا سر كوچه بيشتر نميشه رفت!

يه روز يه ترکه دفتر خاطراتش تموم ميشه می ندازتش دور

 يه گنجيشکه قرص ایکس میخوره میگه جیکس جیکس

يه قومری با يه بلبل عروسی ميکنن بچشون می شه قمبل

+ نوشته شده در  Fri 3 Mar 2006ساعت 22:5  توسط خوزه رضا | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
بایگانی
خوزه رضا
×××××××××××××××××××××××
×××××××××××××××××××××××

همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن

سر ساعت که نه، گاهی پس و پیش

من و اشباح کهن دفترِ تقویم حیات

پی بازیگری نقش زمان ، ساعتها

گرم شب بازی قایم شدنیم

من در این بازی تکراری هرشب باید

تا به آخر پیِ پیدا شدن روح همه گمشده ها

تک تک ثانیه ها رابشمارم معکوس

من از آن پشت سیه پرده ابهام سفر،

ره باریک شب فاصله ها

پشت انبوه نظر گاه خیال

تک به تک خاطره ها ،

گله از حادثه خنده تلخ

که غم انگیز تر از قصه ادراک نبود

شعر پر وسوسه قلب و درخت

هوس پرسه میان چمن باغ خوشایند امید

با سر انگشت خیال

کوچه سبز ترو تازهِ یاران قدیم

حسرت نقش پر از قدرت دستان وداع

و زمینی که بر آن ماه فرود آمده بود

و زمانی که بر آن عشق فرود آمده بود

همه را می یابم،می بینم

و در آغوش خیالم همه را می گیرم

لیک یکبار دگر

مثل جاری شدن سایه ماه

مثل تکرار شب وصل تن شبنم و برگ

جسم بی روح همه خاطره ها

در ته مدفن پر پیچ زمان

جا بجا گشته و در سایه هم می خوابند

همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن

پس از آن همهمه ها

پس از آسودگی خاطره ها

بر تن کهنه درخت دل من

حسرت خاطره ها می سوزد.


واژه نامه پارسی
پارسی را پاس بداریم !
*****************
برگهای پیشین
4/20/2008 - 5/20/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
آرشیو موضوعی
ویدئو Video
فلش Flash
یادها و خاطرات و سالگرد ها
نرم افزارSoftware و کامپیوتر و ......
طنز و جوک و لطائف
شعر و نثر ادبی
و غیره .....
بازی ها = GAMES
جدول تبدیل تاریخهای سالهای شمسی و میلادی
پیوندها
مهدی محمدی دهقانی
خودکار قرمز
آسمونی
مریم حیدرزاده
دکتر حسین میرزائی
قطعه ای برای نشنیدن
مرکز موزیک ایرانی
rap 5
ســـــــــــــــــــــتار
قصه های رنگ پریده
مرد قبیله سوفی ها
شمعدانی
پیامبر کوچک
*
شب کولی
دور از خانه
پریشان گوئی های فلان بن هیچکس
سنگ پشت
روشنی من گل آب
صحرا
سفارت آلمان در تهران
مهدی زبردست برزین
آن سوی بی شرط
 

 PERSCHIA



Rheinland-Pfalz موزیک و تازه های آلمان و استان راین لند فالتز

* Radio SWR1 *

#FFFFFF
Send PM To Admin
*************

محل قرار گرفتن کدها

محل قرار گرفتن کدها

**************