![]() |
![]() |
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 31 Dec 2007ساعت 23:35 توسط خوزه رضا |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وقتیکه برای گفتن چیزی نماند.....
وقتیکه زمزمه ِ باد کویر میگذشت از سرِ شنهای سیاه وقتیکه بر تن ِ شب چنگ کشید بُهت در جنبشِ ِآرامِ گیاه *** وقتی در خوابِ همه مردمِ شهر جریان داشت تپش های زمان یک عروسک بغلِ کودکِ ناز گرمِ آغوش هم ، آسوده دلان ***
پدر اندیشه فردا در سر آنطرف خفته کنار دیوار مادر امّا همه فکرش کودک در همه حال چه خواب و بیدار *** شهر در سایه شب روی زمین کوچه در حسرتِ عابر، پیچان خانه ها ساکت و تاریک ، بجا سقف بر شانه دیوارِ ِ گران ***
نفس مرگ دمید روی زمین خوف آویخته بر شاخه ماه سایه در سایه شب میلغزید کوره ی فاجعه اش در بنگاه *** بخت وارانه شد و نعره کشان خشت از خشت فرو می پاشید طرح منحوس تَرَک در دل شب تن به هر کوی و گذر می سابید ***
قهر بر خواب همه پنجه کشان ترس جاری شده از هر چه نگاه شهر در جنبش این تو طئه خرد، ماه بشکست و فرو ریخت به چاه *** شهر در سلطه امواج بلا دست تقدیر بر آن پتکزنان سقف از شانه دیوار فِتاد طرح دیوار گسسته ، ویران ***
نه پدر را دگر اندیشه به سر نه دگر مام ِ مشوش افکار دست در دست عروسک ، کودک بی خبر خفته به زیر آوار....
|
|
+ نوشته شده در
Wed 26 Dec 2007ساعت 17:19 توسط خوزه رضا |
|
|
شب خجسته یلدا را بر همه ی شما شادباش میگوئیم
به مناسبت شب یلدا
|
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Dec 2007ساعت 9:9 توسط خوزه رضا |
|
|
هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغربزمین است که مراسم آن در شب 31 اکتبر برگزار میشود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمعآوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای امریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده 19 ام با خود به قاره امریکا آوردند.یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود. برای دیدن ی فلش از هالووین و خواندن بقیه موضوع در پائین روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Tue 31 Oct 2006ساعت 20:33 توسط خوزه رضا |
|
ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سرچشمه ی هنر دور از تو اندیشه ی بدان پاینده مانی تو جاودان ای دشمن از تو سنگ خاره ای من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما سنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است مهرت از دل کی برون کنم برگو بی مهر تو چون کنم تا گردش جهان و دور آسمان به پاست نور ایزدی همیشه رهنمای ماست مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو کی ارزشی د ارد این این جان ما پاینده باد خاک ایران ما ایران ای خرّم بهشت من روشن از تو سرنوشت من گر بارد آتش به پیکرم جز مهرت در دل نپرورم از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم مهر اگر برون رود تهی شود دلم مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
نام سرود: ای ایران مشخصات شعر : گل گلاب خود انگيزه سرودن «اى ايران» را مشاهده منظره اى در خيابان مى داند كه رگ و پى او را تكان داده است. در سال ،۱۳۲۳ زمان اشغال ايران از سوى متفقين از خيابان هدايت در تهران عبور مى كرده كه ديده يك سرباز آمريكائى مشغول كتك زدن يك بقال ايرانى است. -روايت ديگرى از زبان گل گلاب از مشاهده بدرفتارى سربازان آمريكائى با زنان و دختران در خيابان مى گويد- قضيه هرگونه كه بوده، آرامش درونى گل گلاب را به هم ريخته و او دقايقى بعد در دفتر انجمن موسيقى ملى- در خيابان هدايت- به ديدار خالقى رفته و ماجرا را بازگفته و او را نيز متأثر ساخته است. نتيجه اين تأثير و تأثر اين بوده كه بايد با سرود به جنگ دشمن رفت. دست كم با اين كار مى توانسته اند مردم صبور سر به راه و خاموش را برانگيزانند. چنين نيز شده است. گل گلاب مى گويد اين سرود از همان نخستين اجرا "در تقويت روحيه ايرانيان در آن دوران تأثرانگيز" بسيار كارگر افتاده است. یکی از ویژه گیهای منحصر بفرد این سرود استفاده از لغات فارسی میباشد و در آن از هیچ لغت غیر فارسی و یا عربی استفاده نشده ! و با لحنی دلنشین و عامیانه پیغامی بزرگ را برای تمام اقشار چه کوچک و چه بزرگ میرساند.
آهنگ این سرود درآواز دشتی توسط روح الله خالقی خلق شد و با توجه به فضای حماسی و با بهره گیری از نغمه های بختیاری این سرود تنظیم گشت.در اجرای نخست این سرود با کر خوانده شد ولی در ده بعدی توسط استاد غلامحسین بنان و نیز اسفندیار قره باغی به صورت تک خوانی نیز اجرا گردید.
|
|
|
+ نوشته شده در
Tue 17 Oct 2006ساعت 8:55 توسط خوزه رضا |
|
|
+ نوشته شده در
Sun 11 Jun 2006ساعت 17:26 توسط خوزه رضا |
|
|
کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
مست بهار بوديم ، اما باغبان تقدير يکي از خوش بوترين گل های باغ دوستي را به دست خزان داد تا چشمان ما سيل ويرانگر اشک را در خود ببيند .آه چه سنگين است، باور اين حقيقت تلخ که يکي ديگر از گل های باغ دوستي کبوتري شد و پرواز کرد به سوی جانان .خبر، چنان سنگین و تابسوز است كه به دشواری به باور مینشیند، ولی در برابر تقدیر پروردگار چارهای جز تسلیم و رضا نیست. روان هموطنی نازنین ،مادری فداکار و همسر دلسوز سرکار بانو فروغ جوادی در بهار طبیعت از تن خسته و رنجكشیدهی او پر كشید و به ملكوت اعلی پیوست. ما که افتخار آشنائي با اين خانواده محترم را داشتيم، این ماتم جانگداز را به جامعهی ایرانیان مقیم لیمبورگ و حومه بهویژه به همسر بزرگوار ايشان جناب دکتر صارم اصلاني و فرزندان عزیز و شكیبا و همه بستگان آن بانوی مهربان ، تسلیت میگوئیم و برای آنان صبر و اجر و برای آن عزیز سفركرده علو درجات طلب میكنيم. او رفت اما نه از پيش ما بلکه از ديده سفر کرد به قلب همه ما. او گلي هميشه بهار شد و خزان بر آن گل که در افکار ماست بي اثر. روحش شاد و يادش گرامي
ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Tue 2 May 2006ساعت 23:31 توسط خوزه رضا |
|
|
برای دیدن عکسهای سیزده بدر بر شماره هایی که در زیر این عکس هست کلیک کنید.
ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Wed 5 Apr 2006ساعت 19:47 توسط خوزه رضا |
|
|
نوروز سال ۱۳۸۵ خورشیدی را بر تمام ایرانیان وپارسی زبان در همه جای دنیا شادباش میگوئیم
|
|
+ نوشته شده در
Mon 20 Mar 2006ساعت 18:58 توسط خوزه رضا |
|
|
+ نوشته شده در
Tue 14 Mar 2006ساعت 11:15 توسط خوزه رضا |
|
|
* گلی زیبا تقدیم به عاشقان و مهربانان ، عاشقان میهن ، عاشقان انسانیت
|
|
+ نوشته شده در
Wed 15 Feb 2006ساعت 9:1 توسط خوزه رضا |
|
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
Mon 2 Jan 2006ساعت 22:9 توسط خوزه رضا |
|
|
+ نوشته شده در
Thu 22 Dec 2005ساعت 8:44 توسط خوزه رضا |
|