![]() |
![]() |
|
|
برای دیدن ویدئو کنسرت خانم مونیکا جلیلی بر عکس ایشان در زیر کلیک کنید مونیکا جلیلی ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Tue 12 Dec 2006ساعت 18:8 توسط خوزه رضا |
|
|
برای دیدن این موزیک کلیپ بر عکس گروه PERSIA در زیر کلیک کنید .
ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Wed 6 Dec 2006ساعت 14:54 توسط خوزه رضا |
|
|
چند روز پیش یک کلیپ رپ ایرانی دیدم که از قضا در مورد تهران و بچه های تهران بود البته هیچ تبعیضی را نسبت به اهالی جاهای دیگر ایران قائل نشده فقط از اکیپ خودشون وچگونگی احوال خودشون خوندن . این کلیپ یا نوانما با توجه به روند موزیک داخل ایران خیلی جالب به نظر میاد . من نمیخوام بهتر یا بدتر بودنش را در مقایسه با موزیک سنتی و یا پاپ رایج بیان کنم ، که امری هست نشدنی . آنچه مهم هست متفاوت بودن این موزیک با موزیکهای رایج پاپ وسنتی ایرانی از یک سو واز سوی دیگر متصل و مشترک شدن موزیک طرفداران این سبک به نوعی موزیک جهانی هست . انگار که روند دهکده جهانی شدن در همه جهت اتفاق می افتد . این هم خیلی واضح هست که گروهی زیادی با پدیده های نو و تاز هائی فرای آنچه تا بحال بوده سر مخالفت دارند و تغییر را نشانه نوعی زوال میداند و دوست میدارند همیشه پیشرفتی بر پایه اصول دیرینه هنری صورت گیرد .. خوب شما میتوانید با کلیک بر ادامه مطلب یا کلیک بر اینجا این نوانما را ببینید . ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Sun 3 Dec 2006ساعت 9:34 توسط خوزه رضا |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک بایگانی |
| خوزه رضا |
×××××××××××××××××××××××
××××××××××××××××××××××× همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن سر ساعت که نه، گاهی پس و پیش من و اشباح کهن دفترِ تقویم حیات پی بازیگری نقش زمان ، ساعتها گرم شب بازی قایم شدنیم من در این بازی تکراری هرشب باید تا به آخر پیِ پیدا شدن روح همه گمشده ها تک تک ثانیه ها رابشمارم معکوس من از آن پشت سیه پرده ابهام سفر، ره باریک شب فاصله ها پشت انبوه نظر گاه خیال تک به تک خاطره ها ، گله از حادثه خنده تلخ که غم انگیز تر از قصه ادراک نبود شعر پر وسوسه قلب و درخت هوس پرسه میان چمن باغ خوشایند امید با سر انگشت خیال کوچه سبز ترو تازهِ یاران قدیم حسرت نقش پر از قدرت دستان وداع و زمینی که بر آن ماه فرود آمده بود و زمانی که بر آن عشق فرود آمده بود همه را می یابم،می بینم و در آغوش خیالم همه را می گیرم لیک یکبار دگر مثل جاری شدن سایه ماه مثل تکرار شب وصل تن شبنم و برگ جسم بی روح همه خاطره ها در ته مدفن پر پیچ زمان جا بجا گشته و در سایه هم می خوابند همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن پس از آن همهمه ها پس از آسودگی خاطره ها بر تن کهنه درخت دل من حسرت خاطره ها می سوزد. |
| واژه نامه پارسی |
|
پارسی را پاس بداریم ! ***************** |
|
PERSCHIA
|