![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
Sat 5 Aug 2006ساعت 20:4 توسط خوزه رضا |
|
|
روز تولد خود را وارد كنيد
|
|
+ نوشته شده در
Wed 2 Aug 2006ساعت 18:51 توسط خوزه رضا |
|
|
شعر بسیار زیبائی از علی صالحی همراه با موزیک متنی از پیانو نواز چیره دست کشورمان فریبرز لاچینی دارم که خواندنی و شنیدنی هست که با کلیک بر عکسهای زیر میتوانید آنرا ببینید .
ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Thu 27 Jul 2006ساعت 22:25 توسط خوزه رضا |
|
|
سیستم عامل ویندوز ایکس پی همواره از طریق اینترنت سعی به برقراری ارتباط با کمپانی سازنده این محصول یعنی ماکروزفت میکند ولی در دریافتهای پستی یا ترافیکها پستی مربوط به این سیستم معلوم نیست که دقیقا چه چیزهائی رد و بدل شده و اینکه از طریق این ورودی -خروجی چه اتفاقهای دیگر صورت میپذیرد چون این سیستم غیر قابل دید و کنترل هست. تنظیمات مربوطه ین نرم افزار در قسمت " ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی " در عکسهای مربوط به محیط برنامه آورده شده . ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Thu 27 Jul 2006ساعت 19:47 توسط خوزه رضا |
|
|
* برای دیدن این فلش بر عکس زیر کلیک کنید و توضیحات دیگر زیر فلش همراه با ویدئو خبری وجود دارد .
عکسی زیبا از غروب خورشید بر کرانه های خلیج همیشگی فارس ادامه مطلب/Auf Deutsch/به زبان آلمانی |
|
+ نوشته شده در
Sun 23 Jul 2006ساعت 14:9 توسط خوزه رضا |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک بایگانی |
| خوزه رضا |
×××××××××××××××××××××××
××××××××××××××××××××××× همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن سر ساعت که نه، گاهی پس و پیش من و اشباح کهن دفترِ تقویم حیات پی بازیگری نقش زمان ، ساعتها گرم شب بازی قایم شدنیم من در این بازی تکراری هرشب باید تا به آخر پیِ پیدا شدن روح همه گمشده ها تک تک ثانیه ها رابشمارم معکوس من از آن پشت سیه پرده ابهام سفر، ره باریک شب فاصله ها پشت انبوه نظر گاه خیال تک به تک خاطره ها ، گله از حادثه خنده تلخ که غم انگیز تر از قصه ادراک نبود شعر پر وسوسه قلب و درخت هوس پرسه میان چمن باغ خوشایند امید با سر انگشت خیال کوچه سبز ترو تازهِ یاران قدیم حسرت نقش پر از قدرت دستان وداع و زمینی که بر آن ماه فرود آمده بود و زمانی که بر آن عشق فرود آمده بود همه را می یابم،می بینم و در آغوش خیالم همه را می گیرم لیک یکبار دگر مثل جاری شدن سایه ماه مثل تکرار شب وصل تن شبنم و برگ جسم بی روح همه خاطره ها در ته مدفن پر پیچ زمان جا بجا گشته و در سایه هم می خوابند همه شب در گذر خلوت پس کوچه ذهن پس از آن همهمه ها پس از آسودگی خاطره ها بر تن کهنه درخت دل من حسرت خاطره ها می سوزد. |
| واژه نامه پارسی |
|
پارسی را پاس بداریم ! ***************** |
|
PERSCHIA
|